تبليغاتX
ــد ــهـــكــــد ــــه احـــــســــاـــس

ــد ــهـــكــــد ــــه احـــــســــاـــس

 







به آدرس جدید بیا

 باعرض سلام و ادب

دوستان عزیز وشاعران فرهیخته و گرانقدر

به لینک جدید و خانه ی جدید به آدرس زیر مراجعه فرمایید


اشکهایم خاکستری اند



http://danialrahmanian.blogfa.com/



منتظر حضورتان می مانم

دانیال رحمانیان



نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 11:53 توسط دانـیـال رحمانیان | |

خدیا! خروج از ماه مبارک را  برای ما مقارن با خروج از   تمامی گناهان قرار بده



 

*آمین*
 

عید  سعید   فطر  مبارک  باد

سه شنبه عید فطر است
 

نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 9:37 توسط دانـیـال رحمانیان |

 

مهم نیست

باد از کدام سو می وزد

خنده های تو

دلهره ایست در

دل پرنده ها


 

نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1390ساعت 13:5 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 

مردی
 
 بی کسی اش را

   دور می اندازد

      آن سو تر                

   زنی کلاف زندگی اش را
                                                                              

گم می کند

(۲)

اين روزها


  نمازم را


  شکسته می خوانم

   چهار فرسخ


   دور افتاده ام


    از چشمانت

نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 12:51 توسط دانـیـال رحمانیان | |


عصر پنج شنبه

      بوی اسپند

            خبر آمدنت را در کوچه ها

 

جار می زند

 

نکند این جمعه هم

بدون تو

تلخ بنوشیم ؟ !

نوشته شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 17:28 توسط دانـیـال رحمانیان | |



زندگی ام

آنقدر شیرین است

که درد

مانند موش سمج

هر روز

گوشه ای از آن را

جویده است.

نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 14:53 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 

شهادت مظلومانه ی حضرت علی بن ابی طالب(ع)


برعموم شیعیان جهان تسلیت باد

 
 

آن گوشه از آسمان

ماه دست وپایش را گم کرده است

خورشید

زیرلحاف سرمه ای شب

چرت می زند

و تو عاشقانه با اقامه ی شمشیر

نماز سرخ می خوانی.

(۲)

"وقتی که بابا باز در باران نیامد

دیگر میان سفره عطر نان نیامد"

از لابلای نخل های باغ کوفه

دیگر صدای خواندن قرآن نیامد

مردی زجنس آسمان در خاک می رفت

حتی برای غسل او باران نیامد

امشب برای دیدن آن روی ماهش

ایلی فرشته آمد و انسان نیامد.

 

با کسب اجازه از خانوم فلورا تاجیکی که بیت اول این غزل از زیباترین وقدیمی ترین

 غزل های ایشان می باشد که من الهام گرفتم برای این غزل کوتاه


نگاهی بر کتاب شعر اشکهایم خاکستری اند

توسط قلم زیبا واحساس پاک دوست عزیز واستادگرانقدر

جناب عبدالرضا شهبازی

برای خواندن این دیدگاه به لینک زیر مراجعه فرمایید

گریه گریه بغض هایم شد مسیر رفتنت

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 13:6 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 تقدیم به جانبازان شیمیایی ، یادگاران هشت سال دفاع مقدس

 

ای سرفه ات ردیف غزل های سوخته

جا مانده ای میان دکل های سوخته

در روز های خردلی سرفه ات،چقدر

گُل می کنند در تو دُمل های سوخته

بیهوشی از عفونت این کهنه زخم ها

افتاده ای به دست اجل های سوخته

دارم میان کوچه تو را جار می زنم

ای یادگار کهنه مثل های سوخته

داری به اوج می روی و پیش پای تو

افتاده اند ماه و زحل های سوخته

با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوی

ای سرفه ات ردیف غزل های سوخته

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 13:41 توسط دانـیـال رحمانیان | |


بیچاره جوانی ام

                           پشت میله های مژه ام

                 پیرمی شود



صدای جیغ بلند ترمز

کودک احساسم

از اتوبان چشمت

به کما رفت

من

در بیمارستان بزرگ می شوم

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 11:35 توسط دانـیـال رحمانیان | |


 دارم با تراشه های مدادم

        طناب می بافم

                 و با همین چند هجای باقی مانده در ذهنم

 

چارپایه ای برای ایستادن
.
.
.

               می خواهم  خودم را دار بزنم.
.

.

.       

 جوانی ام را

                  زندگی نکردم

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 16:58 توسط دانـیـال رحمانیان | |


سطر

سطر

نوشته هایم

برطاقچه ی احساسم خاک خوردند

تازه فهمیدم

چقدر جزیره رنج می کشد

که روی دست دریا

باد کرده است

جزیره  زیبا

معرفی مجموعه شعر اشکهایم خاکستری اند در وبلاگ دوست عزیز

در انجمن ادبی ورامین برای رفتن به این وبلاگ زیبا وبااحساس

به ادرس زیر مراجعه فرمایید

http://poshtemiz.blogfa.com/

انجمن شعر دوستانه ی ورامین(مجید مه آبادی)

نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 15:4 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 

اين روزها


نبضم كند مي زند

مثل تيك تاك هاي ساعت ديواري اتاق

سرگيجه گرفته ام

حالم اصلن خوب نيست

تب حوصله ام پايين نمي ايد

واين هذيان هاي سمج

ززز زبانم را به لكنت انداخته اند

تا نگويم

دددد دوستت دارم

ب ب ب  بلند مي شوم

و روي غبار پنجره ها

مي نويسم

دوستت دارم

نوشته شده در شنبه پانزدهم مرداد 1390ساعت 13:49 توسط دانـیـال رحمانیان | |

معرفی اولین مجموعه شعرهایم با عنوان اشکهایم خاکستری اند

در سایت خبرگزاری هنر ( آرت نا ) . برای رفتن به این سایت هنری

و ادبی روی آدرس زیر کلیک کنید

http://www.artna.ir/fa/13032

.http://www.artna.ir

چمدان ايستاده

          و مريم هاي پلاسيده از انتظار

                لابه لاي تيك تاك هاي ايستگاهي متروك

                      دق مي كنند

                      چشمانت را تيز كرده اي

                      به ريل هاي گمشده در مه

بيهوده چشم به راهي

وقتي هيچ قطاري

ازاينجانمي گذرد

نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 9:31 توسط دانـیـال رحمانیان | |

اشکهایم خاکستری اند

در ضمن دوستانی که مایل به خرید کتاب شعر

 اشکهایم خاکستری اند

می تواند ادرس خود را همراه با درخواست هرچند تعدادجلد به شکل کامنت

 خصوصی ارسال نمایند تا در اسرع وقت به نشانی انها پست شود

قیمت روی جلد۲۵۰۰تومان می باشد

در ضمن با هزینه ی  پست هرجلد۱۵۰۰  تومان می باشد

که جمعا بابت هر جلد مبلغ ۴۰۰۰ تومان واریز نمایید.


نا گفته نماند که بیشتر از دو جلد کتاب  تخفیف ویژه دارد
 


شماره حساب عابر بانک ملت۶۱۰۴۳۳۷۰۳۷۳۶۴۳۹۳

شماره حساب عابر بانک کشاورزی ۶۰۳۷۷۰۱۰۳۷۲۴۵۴۱۹

ارسال شماره واریز فیش بانکی الزامی ست

و یا با شماره تلفن ۰۹۳۹۳۷۳۴۱۴۰ تماس حاصل فرمایید

باتشکر

دانیال رحمانیان

نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 9:8 توسط دانـیـال رحمانیان | |


دلتنگ که می شوم

پیراهنت را ورق می زنم

در هر برگ

یک دل سیر گریه می کنم
.
.
.

که  چشم مادرم را

به انتظار گذاشتی

نقاشی های شش سالگی ام

نذر آمدنت می شد

حالا

تنها سوغاتی تو

سجاده ای ست که بوی باروت می دهد

و گل خنده های مجروح

که  گوشه ی لبانت پژ مرده می شوند

سال ها

تنت شبیه باغی ست

که در آن تاول های خردلی می روید

و تو هنوز غرق خدایی





دوستان عزیزی سوال می کنند که این عکس بابا تونه؟

در جواب این دوستان باید بگویم نه

این عکس از اینترنت گرفتم

در ضمن من از پدر ومادر محرومم .... وخوشحال می شوم این

آقای عزیز پدر من باشه

هرچندپدر من هست وشعر های من و زنده بودنم را مدیون این عزیز

و دیگر هم سنگرانشان را  می دانم که جانشان را فدا کردند

تا من با افتخار بگویم

ایرانی ام

نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 9:51 توسط دانـیـال رحمانیان | |

آن روزهايي كه

خمپاره ها

بوسه مي زدند بر زمين
   

مادرم

پا به ماه بود
.
.

.
من در آغوش

تانك ها بزرگ شدم.



 نا گفته نماند كه خط هاي اول شعر توسط نظر دوست عزيزم بامداداميد ويرايش شد

نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 17:55 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 

با تمام  دلتنگی ام

شب را

در آغوش می کشم

و در ستاره ی تو

به خواب می روم

چه فکر کوچکی ست

بیدار شدن

نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 8:54 توسط دانـیـال رحمانیان | |

بيا بيا که تو را بی بهانه می خواهم

تو را شبيه غزل جاودانه می خواهم


در ارزوی نگاهت دچارخواهم شد


حريم چشم تورا بيکرانه می خواهم

بخوان برای دل من به لهجه ی باران


دو استکان غزل عاشقانه می خواهم


ومن کبوتر خسته به روی شانه ی تو


برای بال وپرم اشيانه می خواهم


تمام زندگی ام پشت پنجره طی شد


بيا بيا که تورا بی بهانه می خواهم

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 23:24 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 

دیشب حوالی چشمانت پرسه  زدم

                کوچه های دلت را وجب کردم

تاببینم

خاطره های باتو بودن را

                 اما سالهاست

         

روزهای بی تو بودن را

               در چارچوب کودکی ام

قاب گرفته ام

اشکهایم خاکستری اند

در ضمن دوستانی که مایل به خرید کتاب شعر

 اشکهایم خاکستری اند

می تواند ادرس خود را همراه با درخواست هرچند تعدادجلد به شکل کامنت

 خصوصی ارسال نمایند تا در اسرع وقت به نشانی انها پست شود

قیمت روی جلد۲۵۰۰تومان می باشد

در ضمن با هزینه ی  پست هرجلد۱۵۰۰  تومان می باشد

که جمعا بابت هر جلد مبلغ ۴۰۰۰ تومان واریز نمایید.


نا گفته نماند که بیشتر از دو جلد کتاب  تخفیف ویژه دارد
 


شماره حساب عابر بانک ملت۶۱۰۴۳۳۷۰۳۷۳۶۴۳۹۳

شماره حساب عابر بانک کشاورزی ۶۰۳۷۷۰۱۰۳۷۲۴۵۴۱۹

ارسال شماره واریز فیش بانکی الزامی ست

و یا با شماره تلفن ۰۹۳۹۳۷۳۴۱۴۰ تماس حاصل فرمایید

باتشکر

دانیال رحمانیان

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت 23:11 توسط دانـیـال رحمانیان | |

وقتی پرنده ای در

قفس هست

میله ها

افقی افکار

انسان را به هم می زنند

آن وقت

شعر گفتن

آسان نیست

اشکهایم خاکستری اند

نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 12:11 توسط دانـیـال رحمانیان | |

و بعد از چند ماه انتظار اولین تجربه ها یم که دلنوشته هایی بیش نیستند که

 آن هم نامشان گذاشته ام

شعر در مجموعه ای به نام " اشکهایم خاکستری اند " وارد بازار

کتاب شد.

این مجموعه شعر مدیون دوستانی هستم با صفا وصمیمی و با

احساس که

در نقد ها و راهنمایی ها

همیشه مرا یاری کردند و من امروز این

مجموعه شعر اشکهایم  خاکستری  اند

را به چشم های همیشه

مهربان شان هدیه می دهم و عزیزانی هستند  از جنس باران 


احساسم را با آنها تقسیم کرده ام

. استاد ایوب پرندآور/عبدالرضا کوهمال جهرمی/

عبدالحمید رحمانیان
 
/شهرام شارخی/

شیوا فرازمند /امیر همایون یزدان پور/ الهام کیان پور/

ذبیح اله رامشخواه  /شهرام  پور رستم /الهام دیداریان

/سمیه  رضایی اصل/غلامرضا رضایی اصل  و هابیل موسوی

و ...دیگر عزیزانی که شاید حضور ذهن یاری نکند و از جناب محمد

قلیزاده جهرمی که قلم زیبا ی شان طرح روی جلد وخوشنویسی را

متقبل شدند ودوست هنرمند وعکاس عزیزجناب محسن گرامی

(عکاسخانه ناز جهرم)عکس مرا به تصویر کشیده است

صمیمانه تشکر می کنم و از همین جا

دست شان را  می بوسم در ضمن از  انجمن ادبی نخل ونارنج /اداره ارشاد شهرستان جهرم/فرمانداری جهرم وشورای اسلامی جهرم...

 وسایت های ادبی و خبری  که به طریقی  در انعاس  اشعار این

حقیر تلاش داشته  اند  سایت آنات/شعر نو/طوفان جهرم/آوای

دل /شهر باربد/انجمن مجازی  شاعران ایران/انجمن شاعران

جوان/و....از مجلات وروزنامه هایی که سال هاست با انها در ارتباط

بودم  و هستم

و گوشه ای از صفحه را به شعر

اختصاص داده اند از جمله مجله جوانان امروز/اطلاعات

هفتگی/هفت روز زندگی/ روز های زندگی/ روز

نامه خبر جنوب/و.....

به هر حال از همه این عزیزان تشکر می کنم وبرای یکا یک این


دوستان از  خدای پروانه ها آرزوی سرافرازی وسربلندی خواهانم


ارادتمند شما دانیال رحمانیان

در ضمن دوستانی که مایل به خرید کتاب شعر اشکهایم خاکستری اند می

 تواند ادرس خود را همراه با درخواست هرچند تعدادجلد به شکل کامنت

 خصوصی ارسال نمایند تا در اسرع وقت به نشانی انها پست شود

قیمت روی جلد۲۵۰۰تومان می باشد

در ضمن هزینه ی هرجلد۱۵۰۰  تومان می باشد

که جمعا بابت هر جلد مبلغ ۴۰۰۰ تومان واریز نمایید.


نا گفته نماند که بیشتر از دو جلد کتاب  تخفیف ویژه دارد
 


شماره حساب عابر بانک ملت۶۱۰۴۳۳۷۰۳۷۳۶۴۳۹۳

شماره حساب عابر بانک کشاورزی ۶۰۳۷۷۰۱۰۳۷۲۴۵۴۱۹

ارسال شماره واریز فیش بانکی الزامی ست


روبه روی پنجره چشمانت

چادر می زنم

بی تفاوت از همه

زندگی ام را پهن می کنم

روی سنگ فرش های خیابان

 حالایقین دارم

کاری ندارم

جز دوست داشتن تو




اشکهایم خاکستری اند

نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1390ساعت 14:32 توسط دانـیـال رحمانیان | |




سلام دوستان شاعر و بزرگوار ببخشید که دیر به روز

شدم.

تنها دلیل آن هم نداشتن اینترنت و ...

اما با یک خبر خوب به روز شدم

صبح روز سه شنبه ۲۴/۳/۹۰

از سازمان بسیج مداحان دعوت شدم همراه با جمعی از شاعران عزیز

به دیدار خصوصی مقام معظم رهبری

جالب این جاست که پنج نفر از شاعران جهرمی آن هم عضو

انجمن ادبی نخل ونارنج منتخب این دیدار بودند که من حقیر هم

عضو این پنج نفر بودم.

برای دیدن عکس ها وگزارش این دیدار به آدرس زیر مراجعه نمایید

http://www.myjahrom.com/?p=1092#more-1092


http://www.barbodcity.blogfa.com/


دانیال رحمانیان

ردیف جلو  نفر اول از سمت راست ایوب پرندآور.

ردیف دوم ازسمت راست بهبود صادقیان نژاد و دانیال رحمانیان


 از جهرم

جاتون حسابی سبز وخالی بود چه صفایی بود آنجا

وافتخار می کنم جهرمی هستم .

و شاگرد استاد ایوب پرنداور . عبدالحمید رحمانیان و عبدالرضا

کوهمال

و دیگر عزیزانی که جوانه زدن شعرم را مدیونشان می دانم.




استاد عزیزم  ایوب پرندآور

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 9:28 توسط دانـیـال رحمانیان | |


با اولین ابر ها

مدادم عطسه می کند

و سرفه های دفترم

انگشتانم را به لرزه می اندازد

هوا سرد که می شود

باران می بارد

تا نام تو را می نویسم

پنجره ای جوانه می زند

احساس می کنم

که از هوای بهار سر شارم

نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 17:30 توسط دانـیـال رحمانیان | |



اتفاقي بدنيا آمدم

اتفاقي بزرگ شدم

اتفاقي عاشق

حالا چه اتفاق قشنگي ست

شاعر شدنم

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390ساعت 8:38 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 

گاهی که دلتنگ

کنار اینه می ایستم

تصویرتلخ مردی راتماشا می کنم

که لابه لای تنهایی اش

مچاله می شود

و چیزی شبیه بغض.

کز کرده گوشه ی لبهای

بیست و چارساله اش...!

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 17:25 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 

 

شعله افتاده به دل بال وپرم سوخته است

"نخل افتاده به خاکم کمرم سوخته است"

بازهم منتظرم تا که بیایی باران...

تا بیایی همه ی برگ و بَرم سوخته است

آه...این حال پریشان مرا می بینی؟

که چنان شعله کشید و اثرم سوخته است

گرچه با دوری تو این دل من ساخته است

نرم و آهسته بیا بال وپرم سوخته است

یک بغل باد خنک را به گلویم برسان

تا ببینی که تمام جگرم سوخته است

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 8:13 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 

این روز ها

کمتر شاعر می شوم

تقصیر خودم نیست

حوصله ام پیر شده است

و مدادی که

عصایم می شود

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 15:6 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 

فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس و  روز مقاومت . ایثار و پیروزی گرامی باد

 

روز های قهوه ای ام را بر می دارم

خاکریز می کشم

کف دست های مادرم

با همین چندقطره خاطره

اروند جاریست

(۲)

چند رکعت اشک

روی ردپا های جامانده از مین

واجب است

شلمچه سجاده ایست

رو به کارون

----------------------------------------------------------

---------------------------------------------

دهم خرداد ماه پانزدهمین سالگرد مادرم را می نویسم

 

سرانجام تقدیر

و انگشتان زخمی خرداد

که شناسنامه ی

مادرم را

باطل کرد

(۲)

بغض چشم ترکید

و رشته های باران

گوشه سنگ قبر مادرم


جوانه زد

-------------------------------------------------------------------------------------

----------------------------------------------------------------------

ولادت حضرت زهرا(س) و روز مادر بر تمام مادران ایران زمین مبارک باد

مـادرم

آیینه را نمی شناسد

اوجوانی اش را

پای دار قالی

شانه زده است

------------------------------------------------------------------
-----------------------------------------

دوم خرداد ماه حادثه شیرین و به یادماندنی  وآن هم سالگرد ازدواج من با لیلا ست

 

لیلای من

قفس شاید خانه ی پرنده باشد

اما تو

آزاد باش درآسمانی

به نام

زندگی

نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت 9:9 توسط دانـیـال رحمانیان | |

 

گوشه ای از حیاط خانه ام                                                 

باغچه ای ست

که در آن پنجره ای می کارم

رو به آفتاب

و لبا نت را

در گلدان اتاقم...

گاهی

عطر تنت

کلماتم را بیدار می کند


 

گلدان تنهایی

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 17:23 توسط دانـیـال رحمانیان | |

Design By : Night Melody