ــد ــهـــكــــد ــــه احـــــســــاـــس
باعرض سلام و ادب به لینک جدید و خانه ی جدید به آدرس زیر مراجعه فرمایید http://danialrahmanian.blogfa.com/ منتظر حضورتان می مانم دانیال رحمانیان خدیا! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده عید سعید فطر مبارک باد مهم نیست خنده های تو دلهره ایست در دل پرنده ها دور می اندازد آن سو تر زنی کلاف زندگی اش را گم می کند (۲) اين روزها چهار فرسخ بوی اسپند خبر آمدنت را در کوچه ها جار می زند نکند این جمعه هم بدون تو تلخ بنوشیم ؟ ! زندگی ام آنقدر شیرین است که درد هر روز گوشه ای از آن را جویده است. شهادت مظلومانه ی حضرت علی بن ابی طالب(ع) آن گوشه از آسمان ماه دست وپایش را گم کرده است خورشید زیرلحاف سرمه ای شب چرت می زند و تو عاشقانه با اقامه ی شمشیر نماز سرخ می خوانی. (۲) "وقتی که بابا باز در باران نیامد دیگر میان سفره عطر نان نیامد" از لابلای نخل های باغ کوفه دیگر صدای خواندن قرآن نیامد مردی زجنس آسمان در خاک می رفت حتی برای غسل او باران نیامد امشب برای دیدن آن روی ماهش ایلی فرشته آمد و انسان نیامد. با کسب اجازه از خانوم فلورا تاجیکی که بیت اول این غزل از زیباترین وقدیمی ترین غزل های ایشان می باشد که من الهام گرفتم برای این غزل کوتاه توسط قلم زیبا واحساس پاک دوست عزیز واستادگرانقدر جناب عبدالرضا شهبازی برای خواندن این دیدگاه به لینک زیر مراجعه فرمایید تقدیم به جانبازان شیمیایی ، یادگاران هشت سال دفاع مقدس ای سرفه ات ردیف غزل های سوخته جا مانده ای میان دکل های سوخته گُل می کنند در تو دُمل های سوخته بیهوشی از عفونت این کهنه زخم ها افتاده ای به دست اجل های سوخته دارم میان کوچه تو را جار می زنم ای یادگار کهنه مثل های سوخته ای سرفه ات ردیف غزل های سوخته پشت میله های مژه ام پیرمی شود کودک احساسم از اتوبان چشمت به کما رفت من در بیمارستان بزرگ می شوم طناب می بافم و با همین چند هجای باقی مانده در ذهنم چارپایه ای برای ایستادن می خواهم خودم را دار بزنم. . . جوانی ام را زندگی نکردم سطر نوشته هایم تازه فهمیدم باد کرده است معرفی مجموعه شعر اشکهایم خاکستری اند در وبلاگ دوست عزیز در انجمن ادبی ورامین برای رفتن به این وبلاگ زیبا وبااحساس به ادرس زیر مراجعه فرمایید http://poshtemiz.blogfa.com/ اين روزها مثل تيك تاك هاي ساعت ديواري اتاق حالم اصلن خوب نيست تب حوصله ام پايين نمي ايد ززز زبانم را به لكنت انداخته اند دددد دوستت دارم ب ب ب بلند مي شوم و روي غبار پنجره ها مي نويسم معرفی اولین مجموعه شعرهایم با عنوان اشکهایم خاکستری اند در سایت خبرگزاری هنر ( آرت نا ) . برای رفتن به این سایت هنری http://www.artna.ir/fa/13032 چمدان ايستاده و مريم هاي پلاسيده از انتظار لابه لاي تيك تاك هاي ايستگاهي متروك دق مي كنند چشمانت را تيز كرده اي به ريل هاي گمشده در مه بيهوده چشم به راهي وقتي هيچ قطاري ازاينجانمي گذرد در ضمن دوستانی که مایل به خرید کتاب شعر اشکهایم خاکستری اند می تواند ادرس خود را همراه با درخواست هرچند تعدادجلد به شکل کامنت خصوصی ارسال نمایند تا در اسرع وقت به نشانی انها پست شود قیمت روی جلد۲۵۰۰تومان می باشد در ضمن با هزینه ی پست هرجلد۱۵۰۰ تومان می باشد شماره حساب عابر بانک کشاورزی ۶۰۳۷۷۰۱۰۳۷۲۴۵۴۱۹ ارسال شماره واریز فیش بانکی الزامی ست و یا با شماره تلفن ۰۹۳۹۳۷۳۴۱۴۰ تماس حاصل فرمایید باتشکر دانیال رحمانیان دلتنگ که می شوم پیراهنت را ورق می زنم در هر برگ یک دل سیر گریه می کنم که چشم مادرم را نقاشی های شش سالگی ام نذر آمدنت می شد حالا تنها سوغاتی تو و گل خنده های مجروح که گوشه ی لبانت پژ مرده می شوند سال ها تنت شبیه باغی ست و تو هنوز غرق خدایی این عکس از اینترنت گرفتم در ضمن من از پدر ومادر محرومم .... وخوشحال می شوم این آقای عزیز پدر من باشه و دیگر هم سنگرانشان را می دانم که جانشان را فدا کردند تا من با افتخار بگویم ایرانی ام آن روزهايي كه خمپاره ها بوسه مي زدند بر زمين مادرم پا به ماه بود . تانك ها بزرگ شدم. نا گفته نماند كه خط هاي اول شعر توسط نظر دوست عزيزم بامداداميد ويرايش شد با تمام دلتنگی ام شب را به خواب می روم چه فکر کوچکی ست بیدار شدن دیشب حوالی چشمانت پرسه زدم
تاببینم روزهای بی تو بودن را قاب گرفته ام در ضمن دوستانی که مایل به خرید کتاب شعر اشکهایم خاکستری اند می تواند ادرس خود را همراه با درخواست هرچند تعدادجلد به شکل کامنت خصوصی ارسال نمایند تا در اسرع وقت به نشانی انها پست شود قیمت روی جلد۲۵۰۰تومان می باشد در ضمن با هزینه ی پست هرجلد۱۵۰۰ تومان می باشد شماره حساب عابر بانک کشاورزی ۶۰۳۷۷۰۱۰۳۷۲۴۵۴۱۹ ارسال شماره واریز فیش بانکی الزامی ست و یا با شماره تلفن ۰۹۳۹۳۷۳۴۱۴۰ تماس حاصل فرمایید باتشکر دانیال رحمانیان قفس هست میله ها انسان را به هم می زنند شعر گفتن آسان نیست آن هم نامشان گذاشته ام شعر در مجموعه ای به نام " اشکهایم خاکستری اند " وارد بازار کتاب شد. این مجموعه شعر مدیون دوستانی هستم با صفا وصمیمی و با احساس که همیشه مرا یاری کردند و من امروز این را به چشم های همیشه مهربان شان هدیه می دهم و عزیزانی هستند از جنس باران . استاد ایوب پرندآور/عبدالرضا کوهمال جهرمی/ عبدالحمید رحمانیان شیوا فرازمند /امیر همایون یزدان پور/ الهام کیان پور/ ذبیح اله رامشخواه /شهرام پور رستم /الهام دیداریان /سمیه رضایی اصل/غلامرضا رضایی اصل و هابیل موسوی و ...دیگر عزیزانی که شاید حضور ذهن یاری نکند و از جناب محمد قلیزاده جهرمی که قلم زیبا ی شان طرح روی جلد وخوشنویسی را (عکاسخانه ناز جهرم)عکس مرا به تصویر کشیده است صمیمانه تشکر می کنم و از همین جا دست شان را می بوسم در ضمن از انجمن ادبی نخل ونارنج /اداره ارشاد شهرستان جهرم/فرمانداری جهرم وشورای اسلامی جهرم... وسایت های ادبی و خبری که به طریقی در انعاس اشعار این حقیر تلاش داشته اند سایت آنات/شعر نو/طوفان جهرم/آوای دل /شهر باربد/انجمن مجازی شاعران ایران/انجمن شاعران جوان/و....از مجلات وروزنامه هایی که سال هاست با انها در ارتباط و گوشه ای از صفحه را به شعر اختصاص داده اند از جمله مجله جوانان امروز/اطلاعات هفتگی/هفت روز زندگی/ روز های زندگی/ روز نامه خبر جنوب/و..... به هر حال از همه این عزیزان تشکر می کنم وبرای یکا یک این در ضمن دوستانی که مایل به خرید کتاب شعر اشکهایم خاکستری اند می تواند ادرس خود را همراه با درخواست هرچند تعدادجلد به شکل کامنت خصوصی ارسال نمایند تا در اسرع وقت به نشانی انها پست شود قیمت روی جلد۲۵۰۰تومان می باشد در ضمن هزینه ی هرجلد۱۵۰۰ تومان می باشد شماره حساب عابر بانک کشاورزی ۶۰۳۷۷۰۱۰۳۷۲۴۵۴۱۹ ارسال شماره واریز فیش بانکی الزامی ست چادر می زنم بی تفاوت از همه زندگی ام را پهن می کنم روی سنگ فرش های خیابان حالایقین دارم کاری ندارم جز دوست داشتن تو شدم. تنها دلیل آن هم نداشتن اینترنت و ... اما با یک خبر خوب به روز شدم صبح روز سه شنبه ۲۴/۳/۹۰ به دیدار خصوصی مقام معظم رهبری انجمن ادبی نخل ونارنج منتخب این دیدار بودند که من حقیر هم عضو این پنج نفر بودم. برای دیدن عکس ها وگزارش این دیدار به آدرس زیر مراجعه نمایید ردیف جلو نفر اول از سمت راست ایوب پرندآور. جاتون حسابی سبز وخالی بود چه صفایی بود آنجا وافتخار می کنم جهرمی هستم . کوهمال مدادم عطسه می کند انگشتانم را به لرزه می اندازد باران می بارد تا نام تو را می نویسم پنجره ای جوانه می زند احساس می کنم که از هوای بهار سر شارم گاهی که دلتنگ
مچاله می شود و چیزی شبیه بغض. بیست و چارساله اش...! شعله افتاده به دل بال وپرم سوخته است "نخل افتاده به خاکم کمرم سوخته است" بازهم منتظرم تا که بیایی باران... تا بیایی همه ی برگ و بَرم سوخته است آه...این حال پریشان مرا می بینی؟ که چنان شعله کشید و اثرم سوخته است گرچه با دوری تو این دل من ساخته است نرم و آهسته بیا بال وپرم سوخته است یک بغل باد خنک را به گلویم برسان تا ببینی که تمام جگرم سوخته است این روز ها کمتر شاعر می شوم تقصیر خودم نیست حوصله ام پیر شده است و مدادی که عصایم می شود فتح خرمشهر در عملیات بیت المقدس و روز مقاومت . ایثار و پیروزی گرامی باد روز های قهوه ای ام را بر می دارم خاکریز می کشم کف دست های مادرم با همین چندقطره خاطره اروند جاریست (۲) چند رکعت اشک روی ردپا های جامانده از مین واجب است شلمچه سجاده ایست رو به کارون ---------------------------------------------------------- --------------------------------------------- دهم خرداد ماه پانزدهمین سالگرد مادرم را می نویسم سرانجام تقدیر و انگشتان زخمی خرداد که شناسنامه ی مادرم را باطل کرد (۲) بغض چشم ترکید و رشته های باران گوشه سنگ قبر مادرم ------------------------------------------------------------------------------------- ---------------------------------------------------------------------- ولادت حضرت زهرا(س) و روز مادر بر تمام مادران ایران زمین مبارک باد اوجوانی اش را پای دار قالی شانه زده است ------------------------------------------------------------------ لیلای من قفس شاید خانه ی پرنده باشد اما تو آزاد باش درآسمانی به نام زندگی گوشه ای از حیاط خانه ام باغچه ای ست که در آن پنجره ای می کارم رو به آفتاب و لبا نت را در گلدان اتاقم... گاهی عطر تنت کلماتم را بیدار می کند 
به آدرس جدید بیا
دوستان عزیز وشاعران فرهیخته و گرانقدر
اشکهایم خاکستری اند
*آمین*
باد از کدام سو می وزد
نمازم را
شکسته می خوانم
دور افتاده ام
از چشمانت
عصر پنج شنبه
مانند موش سمج
برعموم شیعیان جهان تسلیت باد
نگاهی بر کتاب شعر اشکهایم خاکستری اند
در روز های خردلی سرفه ات،چقدر
داری به اوج می روی و پیش پای تو
افتاده اند ماه و زحل های سوخته
با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوی
بیچاره جوانی ام
صدای جیغ بلند ترمز
دارم با تراشه های مدادم
.
.
.
.
سطر
برطاقچه ی احساسم خاک خوردند
چقدر جزیره رنج می کشد
که روی دست دریا
انجمن شعر دوستانه ی ورامین(مجید مه آبادی)
نبضم كند مي زند
سرگيجه گرفته ام
واين هذيان هاي سمج
تا نگويم
دوستت دارم
و ادبی روی آدرس زیر کلیک کنید
.http://www.artna.ir

که جمعا بابت هر جلد مبلغ ۴۰۰۰ تومان واریز نمایید.
نا گفته نماند که بیشتر از دو جلد کتاب تخفیف ویژه دارد
شماره حساب عابر بانک ملت۶۱۰۴۳۳۷۰۳۷۳۶۴۳۹۳
.
.
.
به انتظار گذاشتی
سجاده ای ست که بوی باروت می دهد
که در آن تاول های خردلی می روید
دوستان عزیزی سوال می کنند که این عکس بابا تونه؟
در جواب این دوستان باید بگویم نه
هرچندپدر من هست وشعر های من و زنده بودنم را مدیون این عزیز
.
.
من در آغوش
در آغوش می کشم
و در ستاره ی تو
تو را شبيه غزل جاودانه می خواهم
در ارزوی نگاهت دچارخواهم شد
حريم چشم تورا بيکرانه می خواهم
بخوان برای دل من به لهجه ی باران
دو استکان غزل عاشقانه می خواهم
ومن کبوتر خسته به روی شانه ی تو
برای بال وپرم اشيانه می خواهم
تمام زندگی ام پشت پنجره طی شد
بيا بيا که تورا بی بهانه می خواهم
کوچه های دلت را وجب کردم
خاطره های باتو بودن را
اما سالهاست
در چارچوب کودکی ام
که جمعا بابت هر جلد مبلغ ۴۰۰۰ تومان واریز نمایید.
نا گفته نماند که بیشتر از دو جلد کتاب تخفیف ویژه دارد
شماره حساب عابر بانک ملت۶۱۰۴۳۳۷۰۳۷۳۶۴۳۹۳
افقی افکار
آن وقت
در نقد ها و راهنمایی ها
مجموعه شعر اشکهایم خاکستری اند
احساسم را با آنها تقسیم کرده ام
/شهرام شارخی/
متقبل شدند ودوست هنرمند وعکاس عزیزجناب محسن گرامی
بودم و هستم
دوستان از خدای پروانه ها آرزوی سرافرازی وسربلندی خواهانم
ارادتمند شما دانیال رحمانیان
که جمعا بابت هر جلد مبلغ ۴۰۰۰ تومان واریز نمایید.
نا گفته نماند که بیشتر از دو جلد کتاب تخفیف ویژه دارد
شماره حساب عابر بانک ملت۶۱۰۴۳۳۷۰۳۷۳۶۴۳۹۳
روبه روی پنجره چشمانت
سلام دوستان شاعر و بزرگوار ببخشید که دیر به روز
از سازمان بسیج مداحان دعوت شدم همراه با جمعی از شاعران عزیز
جالب این جاست که پنج نفر از شاعران جهرمی آن هم عضو
http://www.myjahrom.com/?p=1092#more-1092
http://www.barbodcity.blogfa.com/
ردیف دوم ازسمت راست بهبود صادقیان نژاد و دانیال رحمانیان
از جهرم
و شاگرد استاد ایوب پرنداور . عبدالحمید رحمانیان و عبدالرضا
و دیگر عزیزانی که جوانه زدن شعرم را مدیونشان می دانم.
استاد عزیزم ایوب پرندآور
با اولین ابر ها
و سرفه های دفترم
هوا سرد که می شود
اتفاقي بدنيا آمدم
اتفاقي بزرگ شدم
اتفاقي عاشق
حالا چه اتفاق قشنگي ست
شاعر شدنم
کنار اینه می ایستم
تصویرتلخ مردی راتماشا می کنم
که لابه لای تنهایی اش
کز کرده گوشه ی لبهای
آیینه را نمی شناسد
-----------------------------------------

| Design By : Night Melody |




